روزنوشته‌های بهنام فلاح

من، زندگی و اقتصاد

قوه شگفتی، ساختار زبان و نرخ پس انداز

بدون دیدگاه

تنها چیزی که نیاز داریم تا فیلسوف خوبی بشویم، قوه شگقتی است.

یوستین گردر

«کلاه شعبده باز» نام فصلی از کتاب «دنیای سوفی» است. در آن نویسنده ناشناس در نامه ای به سوفی از خرگوش سفیدی می‌گوید که از کلاه شعبده باز به بیرون می‌جهد و ما با شگفتی آن را نگاه می‌کنیم و سوال می‌پرسیم چطور چنین چیزی ممکن است؟

جهان اطراف از حقه شعبده باز کمتر شگفت‌زده مان می‌کند؟
منبع عکس

قوه شگفت‌زده شدن و کنجکاوی را در طول زمان از دست می‌دهیم. شاید برای این که محقق خوبی باشیم باید قدرت تحیر کودکانه خود را حفظ کنیم. ویژگی بسیار مهمِ یک فیلسوف، دانشمند و محقق.

دنیا ی اطراف ما کمتر از حقه شعبده باز شگفت زده مان می‌کند؟ احتمالا باید بازنگری داشته باشیم در بینش خودمان.

آبان ۹۸ نشستی تحت عنوان «چهارراه اقتصاد، علوم داده، علوم شناختی و هوش مصنوعی» در دانشگاه تهران برگزار شد. جلسه هم اندیشی بود میان اساتید و دانشجویان تا برای چالش داده کاوی ایده های خود را ارائه کنند.

نمی‌دانم این عادت از کجا در ذهنم ایجاد شده است که سعی کنم از هر کتاب، نوشته، جلسه یا صحبت دوستانه، فقط(حداقل) یک جمله را به عنوان دستاوردی ارزشمند در ذهنم حفظ کنم. به نوعی تیتری فرعی باشد برای آن واقعه.

، دکتر وهابی جمله ای گفت که برای من ارزشمند بود:

«شاید تا ده سال بعد هر مهارت برنامه نویسی که دارید، با معرفی زبان یا هر بستر الکترونیکی دیگری بی ارزش شود و شما مزیت رقابتی خودتون رو از دست بدید. چیزی که مهمه و باید اولویت شما باشه «قدرت فرضیه سازی» شماست. سعی کنید روی این کار کنید»

این مقدمه را مطرح کردم برای معرفی تحقیقی ارزشمند «کیث چن»، در مورد ارتباط ساختار زبانی و نرخ پس انداز و رفتار های مربوط به سلامت.

این که چطور چنین فرضیه سازی و بعد مراحل تست آن فرضیه، تبدیل به چنین کار ارزشمندی می‌شود هدف اصلی نوشتن این پست من بود.

او از ساختار زبان خود که چینی است شروع می‌کند و تفاوت های آن با زبان انگلیسی را شرح می‌دهد. این که در زبان چینی این مهم است که uncle دقیقا به خانواده مادر مربوط است یا پدر؟ از مادر و پدر کوچک تر است یا بزرگ‌تر و ازین قبیل جزییات. و جالب توجه اینکه راجع به ساختار فعل چندان زبان حساسی نیست.

با مثال هایی از زبان انگلیسی ادامه می‌دهد. که بسیار زبان حساسی است به زمان ها. به گمانم زبان فارسی هم چنین باشد. مثلا بی مفهوم است که بگوییم فردا با دوستم شام خورد. یعنی به طور گرامری اشتباه فاحشی است. اما خب مثال هایی به زبان آلمانی می‌زند که چنین نیست.

Es morgen regnet: it rain tomorrow (it will rain tomorrow)

در ابتدا شکلی را نشان می‌دهد و با نام کشورهای بی آینده (Futureless) نام می برد.

منطقه آبی، کشورهایی با ساختار زبانی Futureless

کشور هایی که در آن تفاوت بسیار صریحی میان زمان حال و آینده قائل نیست. مانند آلمانی، چینی و فنلاندی.

و آن زبان هایی که چنین تفاوتی قائل اند: روسی، یونانی، ایتالیایی، انگلیسی.

و نتیجه تحقیقات او هم به شرح زیر است.

کشور هایی با ساختار زبانی مربوط به آینده ضعیف:
تا ۳۰ درصد پس انداز بیشتری دارند.
مجموع ۲۵ درصد پول بازنشستگی بیشتری دارند.
احتمال سیگاری بودن ۲۴ درصد پایین تر است.
احتمال چاقی ۱۳ درصد پایین تر است و در بلند مدت سالم تر هستند.

قدرت کنجکاوی و شگفت زده شدن، شاید ارزشمندترین چیزی  است که باز گذر سن آن را از دست می‌دهیم. اگر قرار است دنیا را کشف کنیم، پس بهتر است حس شگفتی و در کنار ان قدرت فرضیه سازی خود را تقویت کنیم.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *