بهنام فلاح

من، زندگی و اقتصاد

انگیزه‌ها و صاحب‌خانه خوب

بدون دیدگاه

چند روزی می‌شود که تابستان با کوله بارش فرارسیده است. احتمالا تمدید اجاره خانه یا پیدا کردن موردِ جدید را بتوان در بار سنگین و داغ آن دید.

با تلاطمی که در بازار های مختلف شاهد بودیم، احتمالا می‌شد قیمت های سرسام آور و زجرآوری را پیش بینی کرد. در چند روز گذشته هم از نزدیک شاهد کوچ کارگران بخش های مختلف به دلیل گرانی خانه بوده‌ام.

به بهانه ای خواستم باز تاکید کنم که انسان ها به انگیزه هایشان واکنش نشان می‌دهند.

برای شروع بحث بهتر است بدانیم که تعداد خانه های موجود جهت اجاره در کوتاه مدت و حتی میان مدت مقدار ثابتی است. این باعث می‌شود که صاحب خانه به نوعی دست بالا را در معامله اجاره داشته باشد. همچنین موجرها به عنوان یک کُنش‌گر اقتصادی به دلایلی از قبیل حفظ قدرت خرید و افزایش نسبی بازده سرمایه خود اقدام به افزایش قیمت اجاره مسکن خواهند کرد.

در طرف دیگر مستاجر ها را در نظر بگیریم. نزدیک به نیمی از درآمد خود را صرف اجاره مسکن می‌کنند. تورمِ فزاینده باعث کاهش قدرت خرید او می‌شود. دستمزد های قشر اجاره نشین هم که نسبت به تورم تغییر چندانی نداشته است. احتمالا فرد یا باید به مناطقِ ارزان تر یا حتی حاشیه شهر نقل مکان کند یا راه دیار آبا و اجدادی را در شهر های کوچک‌تر در پی بگیرد. به احتمال قریب به یقین هیچ کس نمی‌تواند با شکم گرسنه دوام بیاورد اما می‌تواند در منطقه ای با کیفیت پایین تر از قبلی زندگی کند. این نکته را به این دلیل متذکر شدم که نمی‌توان بیش از حد مشخصی مخارج بر روی مواد ضروری زندگی از جمله سبد غذایی را کم کرد.

در یک حالت فرضی دولت اقدام به قیمت گذاری اجاره می‌کند. نوعی اقدام کنترلی که به زعم سیاست‌گذار به نفع مردم خواهد بود. به فرض با توجه به متراژ و منطقه خانه و سال ساخت شان، قیمتِ فرضی یک و نیم میلیون تومان برای ناحیه ای تعیین میشود. در حالی که قبل از قیمت کنترلی دولت، قیمت اجاره بهای منزل مسکونی عدد فرضی دو میلیون و دویست هزار تومان بود.

 این اختلالِ هفتصد هزار تومانی باعث تخصیص بهینه نمیشود چون اولا تعداد خانه ها ثابت بوده و با این سقف قیمت، تفاوتی بینِ مجموعه افرادی که حاضر به پرداخت قیمت بالاتر بوده اند و مجموعه افرادی که حاضر به پرداخت قیمت پایین تر بوده اند ایجاد نمی‌شود و نوعی کمبود اجاره ایجاد می‌شود.

در بلند مدت داستان غم انگیز تر میشود. چون مالکین خانه ها انگیزه لازم برای تعمیر و نگه داری خانه را نخواهند داشت چون همه برای همان خانه صف کشیده اند. در ایالات متحده حتی شاهد این بوده ایم که صاحب خانه ها با توجه به نوع نژاد یا تعداد بچه ها شروع به اجاره دادن خانه کرده اند یا لیست انتظار تشکیل شده است.

قصد صادر کردن حکم کلی و نتیجه گیری جامع و صحیحی در مورد موضوع کنترل اجاره ندارم اما می‌توانم بگویم که به نظر من، در کوتاه مدت بدون این قانون شاهدِ ساکن شدن افراد در خانه هایی کم کیفیت تر میبودیم و با این قانون در بلند مدت با وجود پرداختِ کم باز در همان نوع خانه ها خواهیم بود. نوعی سرریزِ منفی دیگر بخش های اقتصاد به بخش مسکن.

هدفم بیان جدی گرفتن انگیزه های آحاد اقتصادی در سیاست گذاری بود.

 با هشتگ #صاحبخانه_خوب مشکل حل نمی‌شود. افسوس که هروقت باید سیاست اقتصادی اثرگذاری اعمال می‌کردیم، هشتگ زدیم و در خیالات مان کار فرهنگی کردیم. زمانی که باید کار فرهنگی را به دست جامعه می سپردیم، فیلتر بازی و دزد و پلیس و گرگم به هوا راه انداختیم و هرهنگام که باید روند هارا جدی می‌گرفتیم کودکانه در پی نقل و فورواردِ رویداد های بی اهمیت و بی خاصیت بودیم.

اقتصاددانی گفته بود کنترل قیمت اجاره، بهترین راه برای تخریبِ شهر بدون بمب گذاری است. با توجه به آن، حتما  بهترین راه برای تخریبِ کشور بدون بمب گذاری، از بین بردن امید و در روی دیگر سکه ایجاد یک امیدِ موهومی است.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *