روزنوشته‌های بهنام فلاح

من، زندگی و اقتصاد

اقتصاددان به مثابه بازکننده گره

۲ دیدگاه‌ها

‘If economists could manage to get themselves thought of as humble, competent people on a level with dentists that would be splendid’

John Maynard Keynes

جمله بالا از کینز مرا یاد کانال‌نوشت های امروزه اقتصاددانان مطرح(در فضای تلگرامی) ایرانی می‌اندازد.

 به نظرم یک مشکل اساسی پایه‌ای در آموزش اقتصادخوانان مخصوصا در مقطع کارشناسی در ایران، عدم آشنایی با برنامه نویسی و کاربرد کامپیوتر در حل مدل ها و مسائل ما است.

به طوری که دانشجو، اقتصاد ایران ۱،۲ و الی ماشالله (داستان) را می‌خواند اما از حل یک مساله بهینه سازی در متلب ناتوان است. (خود استادش هم شاید ناتوان باشد)

حالا دندانپزشک ها شاید برای فروتنی، الگوی خوبی نباشند اما خب لوله کش و دندانپزشک و شاطر و برق کار شاید الگوی خوبی برای اقتصادخوانان و  نوابغ تدوین برنامه دروس باشند.

این که بشود مسائلی را حل کرد به صورتی که حرف نباشد، راحت‌تر بگویم حرف مفت نباشد.

طوری نشود که اگر ویروسی ناشناس مخفی، اقتصادخوان و اقتصاددان را از بین برد، یکی نباشد بگوید کک مان هم نگزید، حالا چندان هم کار خاصی نمی‌کردند. گ

ره را باز کنیم، حتی شاید با دندان هم این گره باز شود اما با حرف زدن در همان نقطه ایم.

بیش از نوشتن در کانال راجع به ابعاد مختلف ویروس و کلمه فرسایی، دوستان لطف کنند یک مدل جورسازی (Matching) در ارتباط با تخت های بیمارستانی و بیمار یا بهینه سازی فعلی تجهیزات مان (با هر کیفیتی که صلاح بدانند) انجام داده و منتشر کنند.

خودم هم ازین انتقاد ها مصون نیستم و مشکلاتی دارم و به همین جهت تصمیم گرفتم سال ۹۹ را روی مهارت های حل مساله خودم(مخصوصا کار با کامپیوتر) کار کنم و حرکتی رو به جلو داشته باشم.



  1. معصومه نعمتی گفت:

    سلام امیدوارم خوب باشه حالتون
    تلنگر در خور توجهی بود مطلبتون
    من با خودنش یاد دغدغه همیشگی خودم افتادم البته شاید نگرش وسواس گونه ای باشه اما همیشه موقع مواجه با یه نظریه علمی مدام ذهنم سمت این میره که این نظریه دقیقا میتونه در حل چه مساله ای کمک کنه، فرضیه هاش چقد آسیب به جواب مساله میزنه و…
    البته که سواد به دست آوردن جواب دقیق و قابل اتکا به این سوالات رو ندارم اما حداقل همیشه این سوالات رو از اساتید دانشگاه داشتم که متاسفانه برخورد خوشایندی در برابرش نداشتند😑
    فکر میکنم این دغدغه من یه نقطه مشترک با مطلبتون داشته باشه اونم نقش “آموزش” توی این وضعیت
    شاید اگر آموزشمون یکم مساله محور بود خروجی آدم های مساله محوری می‌شدند و اون آدم های متخصص بیشتر پی حل مساله واقعی بودند تا به قول شما کلمه فرسایی

    1. بهنام فلاح مدیر گفت:

      سلام
      موافقم آره. مخصوصا در علوم اجتماعی به طور کل یاوه گویی زیاد داریم.
      حالا امیدوارم وقتی اومدی اقتصاد بیشتر داده محور باشی و به آمار تکیه کنی.
      هر از گاه بگو بهم که کنکورت در چه وضعه.
      ممنون از زمانی که گذاشتی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *