روزنوشته‌های بهنام فلاح

من، زندگی و اقتصاد

دوره تک گزینه‌ای

۴ دیدگاه‌ها

اقتصاد بیش از هر دانش دیگری که انسان می‌شناسد، گرفتار پندار های باطل است.

این تصادفی نیست. سختی هایی که در ذات این رشته قرار دارند، در هرحال به اندازه کافی بزرگ هستند، اما عاملی این سختی ها را در اقتصاد هزار برابر می‌کند که مثلا در فیزیک، ریاضی یا پزشکی اهمیت چندانی ندارد.

این عامل چیزی نیست جز توجه خاص به منافع خودخواهانه.

اقتصاد در یک درس، هنری هازلیت

چند روز پیش بود که به سبب توالی کارها، مدت زمان زیادی را باید رانندگی می‌کردم.

CastBox تنظیماتش به هم خورده بود و نتوانستم پادکستی انتخاب کنم.

آهنگ ها هم تکراری بود. بیش از حد تکراری. گفتم خب چه می‌شود؟ رادیو اقتصاد را داریم.

بگذار ببینیم چه خبری هست یا نیست.

چندان اهل رادیو گوش کردن نیستم. پادکست هارا دوست دارم چون حداقل انتخاب این که چه کسی راجع به چه چیزی با تو صحبت کند، در اختیار خودم است.

خب یک نفر روی خط آمد. از سازمانی که کارش هم حمایت از مصرف کننده است و هم تولید کننده.

جلل الخالق.

این که چطور می‌شود چنین ماموریتی را در قالب یک سازمان تعریف کرد، حقیقتا باعث پاره شدن خشتک متفکرین اقتصادی و مدیریتی شده است.

کل حرف این بود که ما در حال شناسایی متخلفین هستیم و باید این چنین باشد و آن چنان.

بعد فرد دیگری آمد و راجع به قیمت مصوب تخم مرغ صحبت کرد. کس دیگری از قیمت مصوب تایر سخن گفت و این که باز به دنبال شناسایی متخلفین هستیم.

در ذهنم سوالی بسیار بدیهی و سطح پایه‌ای مطرح می‌شد که چطور اکثر سیاست های ما متخلف پرور از آب در می‌آید؟

بعد یاد حرف دوستان می‌افتم که الان مجبوریم برای قیمت تخم مرغ و تایر و بقیه کالا ها سقف و کف بگذاریم و زیرنویس تلویزیون پر باشد از پیام هایی که دم صاحب خانه ما گرم که پولی هم در جیب ما می‌گذارد.

در ذهنم جوابی برای این سوالات شاید پیدا نشود. شاید هم هست اما چه فایده ای می‌تواند داشته باشد؟

صرفا این جمله از محمدرضا شعبانعلی در خاطرم زنده می‌شود و سعی می‌کنم به چیزهای دیگری فکر کنم:

می‌توانید نوشته های زیر را هم بخوانید:



  1. ..::هوالرفیق::..
    سلام بهنام عزیز،
    اسم «محمدرضا» نیاز به ویرایش دارد.
    از اقتصاد می‌گویی و خودخواهی‌های اجتناب ناپذیرش که در دیگر رشته‌ها کمتر دیده می‌شود. راستش دارم به این جمله بیشتر فکر می‌کنم؛ بنظرم جنس خودخواهی‌ها در رشته‌های دیگر متفاوت باشد. مثلا در پزشکی، آن کسی که ۱۰ قرص می‌خورد -حالا به هر قصد و نیتی- این بشر خودخواه‌ترین انسان روی زمین است. فقط خودش را می‌بیند و افرادی که به او علاقه دارند، برایش نگران‌اند و چشم به راه رسیدنش بعد از هر رفتنی هستند را نمی‌بیند.
    ممنونم؛ سعی می‌کنم به این جمله بیشتر فکر کنم.

    راستی بهنام، مدت‌هاست به اقتصاد و سواد اقتصادی و مالی علاقه‌مند شده‌ام. به نظرت از کجا می‌توانم شروع کنم؟ به صورت تخصصی نمی‌خواهم وارد این حوزه شوم؛ یک چیز کلی که حداقل با اقتصاددان‌ها بتوانم یک زبان مشترک پیدا کنم 😉

    1. بهنام فلاح مدیر گفت:

      امیرعلی عزیز
      ممنون از تذکر ویرایشی تو.
      اصلاح شد.
      خب راجع به معرفی منابع برای پیدا کردن زبان مشترک به نظرم این دو کتاب کافی هستند:
      اقتصاد به زبان ساده – لس لیوینگستون – انتشارات دنیای اقتصاد
      اقتصاد برای همه – جلد اول : تشریح مفاهیم اقتصاد کلان به زبان ساده – علی سرزعیم- انتشارات ترمه
      دوره ی اقتصادی برای همه – جلد دوم – بینش اقتصادی برای همه: تشریح مفاهیم اقتصاد خرد به زبان ساده- انتشارات ترمه
      به ترتیب اولویت برات نوشتم.
      به نظرم برای هر شهروند تحصیل کرده اطلاعات در حد این کتاب ها واجب و ضروری است.

  2. بهنام جان به نظرم ارسال این پست تو گروه باعث شد نظر من جلب بشه 😉
    در کنار صحبت های تو، یاد این جمله از امیر تقوی افتادم که در ایران علاوه بر دانش پول درآوردن، باید بلد باشی ارزش دارایی هایت هم کم نشود (اصل جمله دقیقا توی ذهنم نیست اما مفهوم همین بود)، فارغ از اینکه ادارات دولتی فقط در تضعیف اقتصاد قدم برمیدارند، بخشی از حرص وطمع صرفا برای نگهداشتن ارزش دارایی ها هست.

    1. بهنام فلاح مدیر گفت:

      حبیب جان میفهمم حرفت رو.
      میدونی من کلا نگاه بدی به کلماتی مثل حرص و طمع ندارم. یعنی حس میکنم جزو پیشران های اصلی ما بوده اند.
      اما خب چه میشود کرد که انسان عقلانی رو دیدیم اما سیاستگذاری اقتصادی عقلانی نه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *