روزنوشته‌های بهنام فلاح

من، زندگی و اقتصاد

در غل و زنجیرِ کرونا

۶ دیدگاه‌ها

نمودارها و کرونا

پیش نوشت:

 در اکثر تحلیل هایی که در چند روز اخیر خوانده‌ام، وضعیتِ فعلی اقتصاد جهان با رکود بزرگ ۱۹۳۰ مقایسه شده است.

گفتم بهتر است قبل از آن که به سراغ رکود آن سال ها برویم، یک مروری به وضعیت فعلی داشته باشیم و از فردا راجع به بحران بزرگ بنویسم که بدانیم تنها نسل مصیبت دیده جهان نیستیم.

به این فکر کنید که اگر در حوالی سال ۱۹۰۰ به دنیا می‌آمدیم، به احتمال زیاد شاهد دو جنگ جهانی خونین و یک بحرانِ سفت و سختِ اقتصادی بودیم.

پس اگر و تنها اگر مشکل مان قرنطینه و در خانه ماندن است، پس نمی‌دانیم مشکل واقعا چیست.

می‌توانید قبل از خواندن این مطلب، اقتصاد و کرونا؛ مروری کلی را هم بخوانید.

اصل مطلب:

سکانس اول

سیری در دنیای مصریانِ باستان.

ویلیام باینم، کتابی دارد تحت عنوان تاریخ مختصر علم.

در سر آغاز کتاب نکته ای مطرح می‌کند که نمی‌دانم تا الان به آن فکر کرده‌اید یا نه.

حتی نمی‌دانم چقدر قابل اتکاست. اما شاید خوب باشد به عنوان یک «موش گیریِ فکری» اندکی پیش چشم‌مان باشد.

لینک عکس (+)

باینم می‌گوید با تمام تغییر و تحولات علمی که داشته‌ایم، چیزی که تغییر نکرده است کنجکاوی، تصور و ذکاوت کسانی بوده که به کار علمی مشغول هستند.

شاید امروز دانشِ بیشتری داشته باشیم، اما افرادی هم که ۳ هزار سال پیش درباره دنیایشان عمیقا می‌اندیشیدند هم به اندازه ی ما باهوش بودند.

«فکر کنیم که چه مدل های مشترکی برای فهم جهان داریم با مردمانِ ۳۰۰۰ سال پیش؟»

و در باب علومِ آن دوران، شمارش، نجوم و طب سه حوزه مهم در فعالیت علمی مصر باستان بودند.

شمارش برای اندازه گیری میزانِ کاشت، داد و ستد و برآورد کارگران لازم برای ساختن اهرام مصر مهم بود.

نجوم برای تعیین تقویم ها، ارتباط مکان خورشید و ماه و ستارگان با فصل‌ها و ماه‌ها و روزها.

طب هم به همین علت که مردم زخمی و بیمار می‌شدند.

در هریک ازین موضوعات هم جادو، دین، فناوری و علم در هم آمیخته بودند.

 ترکیب سطح بالاتری از این ۴ تا را در زندگی امروز مشاهده نمی‌کنیم؟

سکانس دوم

در دنیای اساطیرِ یونانی.     

پرومتئوس در اسطوره های یونانی یکی از تایتان‌ها و خدای آتش بود.

پرومتئوس در بند (+)

 نامش به معنی دوراندیشی و پیش بینی حوادث آینده است.

زئوس او را برگزیده بود تا به انسان ها همه چیز را بدهد جز آتش.

اما او آتش را هم به عنوان لازمه شروع تمدن به انسان داد و از آن پس مورد خشم زئوس قرار گرفت. زئوس او را به بند کشید و در بالای کوهی قرار داد تا عقابی بیاید و هرروز از قلب و جگرش تغذیه کند.

پرومته رویین‌تن بود، پس این عذاب به طور دائمی و هرروزه تکرار می‌شد.

زئوس: چرا آتش افروختی؟
-آنجا سکوت بود و تاریکی. باید نوری می بود و صدایی.
زئوس: آتش افروختن اینجا گناهی است نابخشودنی. تو را پادافرهی شایسته باید.

حکم چنین باشد: «به صخره ای زنجیر شوی و هر بامداد عقابی قلب‌ات از جا به در آوَرَد. زخم، روزی نگذشته بر هم آید و دگر روز از نو با دلیری ِ عقاب گسیخته شود. زین پس تو را قلبی نمانَد که واسطه ی اشتباه شود و این برای ِ تو عین ِ صلاح و درستی باشد.»

مکالمه بین زئوس و پرومتئوس (+)

پرومته، این قهرمان در زنجیر، شاید روح عصیان‌گر بشر را نشان می‌دهد در برابر قوانین طبیعت.

شاید بهتر است که او را سمبل بشر بدانیم در برابر سرنوشت و تقدیر و قوانینِ تحمیلی او.

اما این بار عالمِ اقتصادیِ انسان در زنجیر است. جهانِ بر ساخته ی ما در غل و زنجیرِ کرونا است.

طبیعت اما به کار خود ادامه می‌دهد.

سکانس سوم

در دنیای آمار و ارقام.

همین چند ماه پیش بود که صندوق بین المللی پول خبر از مثبت بودن رشد درآمد سرانه ۱۶۰ کشور داده بود.

اما الان تمام این گزارش ها به خاطرات خوشی در این حوالی تعلق دارند.

این روزها مشخص شده است که تا پایان سال میلادی، ۱۷۰ کشور نرخ رشد درآمد سرانه منفی خواهند داشت.

اگر از دید کریستالینا جورجیوا، رییس صندوق بین المللی پول به این قضایا نگاه کنیم، این بحرانی است بی نظیر. بحران همه گیری کرونا خود به متر و مقیاسی برای بحران های آینده تبدیل خواهد شد.

مشخصه های این بحران از نظر او (+):

پیچیده تر از بحران های قبلی است. جان و مال را همزمان و در مدت کوتاه تری تار و مار می‌کند.

با ابهام و ناطمینانی بیشتری مواجهیم در عرصه اقتصادی و همچنین تامین ملزومات پزشکی و تهیه واکسن.

به معنای واقعی کلمه جهانی است. برای اولین بار پس از بحران بزرگ، هم اقتصاد های پیشرفته و هم اقتصاد های نوظهور و در حال توسعه گرفتار بحران هستند.

داخل پرانتز، اقتصاد های نوظهور و در حال توسعه، به دلیل ضعف در سیستم درمانی، کم بودن فضای مالی، مشکلات خروج سرمایه به دلیل افزایش ریسک و فشار ارزی مشکلات بیشتری تجربه خواهند کرد.

خب یک پیش فرض مهم در نوشتن سناریو های چند ماه آینده، این است که در فصل دوم سال میلادی به پیک بیماری برسیم و بعد در نیمه دوم سال با کم شدن تعداد مبتلایان روبرو باشیم.

رشد تولید ناخالص داخلی واقعی در دو بحران

خب اگر چنین شود در پیش بینی ماه آوریل IMF، رشد جهانی به منفی ۳ درصد خواهد رسید.

یک کاهش ۶٫۳ درصدی از تخمینِ گزارش ژانویه.

چنین کاهشی بزرگترین از زمان بحران بزرگ است و حتی وضعیت بدتری از بحران بانکداری یازده سال پیش.

مقایسه در دو بحران به تفکیک نوع اقتصاد
مقایسه در دو بحران به تفکیک کشورها

خب با همین فرض که در نیمه دوم سال این بحران را رد کنیم و سیاست های مالی در برابر بیکاری، مشکلات سیستم مالی و ورشکستگی بنگاه ها موثر باشند به رشد ۵٫۸ درصدی در سال ۲۰۲۱ خواهیم رسید.

خب با همین فروض، احتمالا سطح فعالیت های اقتصادی کمتر از زمان قبل کرونا باشد و اقتصاد جهانی با ضرر ۹ تریلیون دلاری مواجه خواهد شد.

چقدر متضرر خواهیم شد؟

 9 تریلیون دلار چقدر است؟

شما آلمان و ژاپن را در نظر بگیرید که چاکران و دوست دارانِ ایرانی زیادی هم دارند.

 خب الان با یک جادو جمبل یا وردی تولید ناخالص داخلی این دو را از کره زمین حذف کن. شد ۹ تریلیون دلار.

رشد تولید ناخالص داخلی برای اقتصاد های پیشرفته به منفی ۶٫۱ درصد خواهد رسید.

کشور های در حال توسعه و اقتصاد های نوظهور رشد منفی ۱ درصد و اگر چین را با این آمار حساب نکنیم، به منفی ۲٫۲ درصد خواهند رسید.

تمام این ها طبق آن پیش فرض اولیه جلو می‌رود که گفتیم:

«پیک بیماری در فصل دوم سال میلادی و کاهش تعداد مبتلایان در نیمه دوم سال»

اگر چنین نشود و سناریو های بدتری داشته باشیم، ۳ درصد هم باید کم کرد از آمار GDP جهان. و اگر این شوک های اقتصادی به سال ۲۰۲۱ برسد عددی که باید کسر شود به ۸ درصد می‌رسد.

ویروس کرونا انگار دارد زمان «جهانی سازی» خود را سپری می‌کند.

به مرز های زمانی و کشوری ما هم کاری ندارد.

شوک به جان و نان ما را هم تا جایی که برای حیات خودش جلو می‌رود، بر ما تحمیل خواهد کرد.

سکانس پایانی

دوباره در دنیای اساطیرِ یونانی.

زئوس از هفائستوس و آتنا خواست تا موجودی زیبا بیافرینند که مجازاتی برای انسان‌ها باشند.

نتیجه این همکاری ها پیدایش زن بود. آفرودیت به او زیبایی، آپولو موسیقی، هرمس باورِ دینی و هر خدای یونانی المپینی دیگر نعمتی به او بخشیدند.

نامش را پاندورا گذاشتند. به معنای «تمام نعمت ها».

جعبه (یا بعضا گفته می‌شود یک کوزه) در اختیار او قرار داده می‌شود و تاکید می‌شود که آن را به هیچ وجه باز نکند.

اما نمی‌تواند در برابر وسوسه بسته بودن آن مقاومت کند و با باز کردن جعبه، کار، بیماری و درد و رنج به این جهان سرازیر می‌شود.

پاندورا و جعبه اش

تنها چیزی که برای انسان از آن جعبه ماند، «امید» است. امید در برابر همه ناخوشی ها و رنج ها و مصائب.

امیدواریم به گذر ازین بحران.



برچسب‌ها:

  1. معصومه نعمتی گفت:

    عالی بود ترکیب مطالبتون لذت بردم.

    1. بهنام فلاح مدیر گفت:

      ممنون از شما و وقتی که میگذارید.

  2. عرفان گفت:

    پرفاختن! perfect
    منتظر پادکست، محتوای ویدئویی و امثالهم هستیم
    مشتاق همیاری

    1. بهنام فلاح مدیر گفت:

      متشکر از شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *